خرید بک لینک
هفته گذشته رفتم تهران برای عاشورا و امام حسین . رفتم که به آرامش برسم . خیلی نیاز داشتم و هنوز هم دنبال یه آرامشم . شیر دادم و شد یه نذری در حد توانم . یا تو هییت بودم و کنار دسته یا تو خونه و کنار دخمل . جایی نرفتم و حتی دلم نمیخواستم کسی رو ببینم و تنها کسانی رو دیدم که همیشه میدیدم . رفتن سخت بود و مخصوصا تو خونمون شرایطی بود و هست که راحت نبود رفتن به تهران ولی رفتم . برادر شوهرم همچنان اینجاست و من خیلی نگرانش هستم . پیرو همون مشکل مالی و مشکل با خانومش هنوز مشکل حل نشده . خواهر شوهرم بارداره و تو این روزهای پر تنش و نگرانی تنها خبر خوب بود که البته خیلی ها

برچسب: نویسنده: کامران رضایی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:40

روزهای پاییز شمال همونطور که همیشه گفتم خیلی به سرعت میان و یهو سرما میشه اونم سرمایی که بیشتر شبیه سرمای زمستونه تا پاییز . روزها با اینکه گاهی هوا صافه و دم داره که اونم از خاصیت شمال بودن هست ولی به هرحال خیلی از روزهای این روزها کاملا خنک هست . چند روزه که ابریه و بارونی هست و دیشب دوباره انقدر باد و بارون بود که برق قطع شد که اونم میگن خود اداره برق قطع میکنه که آتش سوزی کابل ها پیش نیاد . امروز صبح دخترک نازنین ما رفت مدرسه و دومین روز مدرسه اش را خاطره کرد . من تمام روز در گوشه ایی از ذهنم مدام بهش فکر میکردم که الان تو مدرسه اوضاع چطوره . ولی اتفاق خو

برچسب: نویسنده: کامران رضایی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 19:10

پاییز که میاد کار من برعکس میشه . ملت همه تو بهار هی خوابشون میگیره من تو پاییز . ولی امروز به یه نتیجه ایی جدید رسیدم و اون اینکه دخترکمون از یه بابت خیلی مهم به من رفته و اون اینکه من اگه ساعت 6 غروب هم بخوابم باز صبح زود خیلی برام سخته بیدار بشم . درواقع بیدار شدن صبح هام خیلی ربطی نداره به ساعت خوابیدن شبم . خلاصه دیدیم دخترک هم همینطوره و با اینکه شب ها زود میخوابه ولی صبح زود به سختی بیدار میشه . فکر کنم این یه مکانیزم بدنی هست که خیلی هم ارثی هست . به هرحال صبح ها اولش سخت بیدار میشه ولی خوب خوب بیدار میشه . منم سعی میکنم صبحانههای متفاوت بهش بدم و شاد ب

برچسب: نویسنده: کامران رضایی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 19:10

صفحه بندی